
¤ ختم دادگاه اعلام شد...
....
مثل همیشه
همون که تو میخوای٬ مختومه شدن پرونده
بقیه اش رو می سپریم به همون "دنیا دار مکافاته" که هر سه مون قبول داریم...
آروم شدن تو شاید کمی من رو هم آرومتر کنه
¤¤ خدایا هنوز باهات آشتی نکردم٬ ولی اولین قدم رو به سمتت برداشتم
تا به قول مامان دومم ببینم تو چند قدم به سمتم برمیداری
آهای خدا! اگه راس راستکی هستی یه نیم نگاهیم این طرف بنداز...
به خودت قسم خیلی خسته ام...
¤¤¤ صدای ربنا میاد٬ یاد ربناهای سال قبل بخیر...
تو این دنیا چیزی هست که من رو یاد تو نندازه؟
عزیزترین دعا یادت نره...
¤¤¤¤ ''شاید اگه پارسال بود یه غم قشنگ، یا شاید یه شادی ملیح تو چشای من می خوندی اما امسال اول این ماه قمری، بوی مرگ میده، بوی پایان....
سماجت و خوش خیالی من بود که حاصلش این شد. بدرقم عین مگس سمج بودم ولی از تک و تا افتادم....
هرچه از این خوان مانده برای شما......
مرا دیگر طلبی نیست.......''
اینها رو تو وبلاگ ژاندارک دیدم. متعجب شدم از نزدیک بودن حسهای دو آدم... میخواستم همین ها رو بگم٬ گویاتر از کلمات اون نیافتم...
|